شمس الدين حافظ

81

سفينه حافظ ( فارسى )

غزل گفتى و در سفتى بيا و خوش بخوان حافظ * كه بر نظم تو افشاند فلك عقد ثريا را « 1 » [ 4 صبا بلطف بگو آن غزال رعنا را ] 6 شماره مسلسل 6 صبا بلطف بگو آن غزال رعنا را * كه سر بكوه و بيابان تو داده‌اى ما را شكرفروش كه عمرش دراز باد ، چرا * تفقّدى نكند طوطى شكرخا را « 2 » غرور حسنت اجازت مگر نداد اى گل * كه پرسشى نكنى عندليب شيدا را بخلق و لطف توان كرد صيد اهل نظر * به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را چو با حبيب نشينى و باده‌پيمائى * به ياد آر حريفان بادپيما را « 3 »

--> ( 1 ) عقد يعنى گردن‌بند و عقد ثريا يعنى گردن‌بند پروين ، غرض يك دسته ستاره است كه بنام پروين يا خوشه پروين يا عقد ثريا معروف هستند . ( 2 ) شكر خاينده يا شكر جونده ( 3 ) كسى كه كار بيهوده و عاطل و باطل كند